آرش کمانگیر

فکری عقیدتی خبری

سال جدید

سال نو بر همه مردم ایران مبارک .

امید که سالی دوراز تنش های دولتی- غیر دولتی- سیاسی - اجتماعی داشته باشیم .

آرزو کینم مردم ما رو به سوی آرامش بروند .

برای ایران عزیز روزهای آسان وپیشرفت آرزو می کنم .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش   | 

آرزوی بهار

سیاوش کسرائی- 1336
 
در گذرگاهی چنین باریک
در شبی این گونه دل افسرده و تاریک
کز هزاران غنچه لب بسته امید
جز گل یخ، هیچ گل در برف و سرما نمی روید
من چه گویم تا پذیرای کسان گردد
من چه آرم تا پسند بلبلان گردد

من در این سرمای یخبندان چه گویم با دل سردت
من چه گویم ای زمستان با نگاه قهر پروردت
با قیام سبزه ها از خاک
با طلوع چشمه ها از سنگ
با سلام دلپذیر صبح
با گریز ابر خشم آهنگ
سینه ام را باز خواهم کرد
همره بال پرستوها
عطر پنهان مانده اندیشه هایم را

باز در پرواز خواهم کرد
گر بهار آید
گر بهار آرزو روزی به بار آید
این زمین های سراسر لوت
باغ خواهد شد
سینه این تپه های سنگ
از لهیب لاله ها پرداغ خواهد شد

آه اکنون دست من خالی است
بر فراز سینه ام جز بته هایی از گل یخ نیست
گر نشانی از گل افشان بهاران باز می خواهید
دور از لبخند گرم چشمه خورشید
من به این نازک نهال زردگونه بسته ام امید

هست گل‌هایی در این گلشن که ازسرما نمی‌میرد
و اندرین تاریک شب تا صبح
عطر صحرا گسترش را از مشام ما نمی گیر
د

دی 1336

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش   | 

سالی که نکوست از بهارش پیداست !!!!!!!!!!!

ایرانی ها امسال زیاد شانس ندارند! سه سال پس از انتخاب محموداحمدی نژاد، سیاست های اقتصادی اش به تورم انفجاری و نرخ بیکاری بالا منتهی شده است. تحلیل گران ایرانی می گویند که ایران توانسته جلوی ضرر تحریم ها را بگیرد.از  :سایت فردا
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش   | 

سال نو

با همه ناکامی ها ،

با همه حرمان و نومیدی ها

 وبا همه ی آنکه می کوشم این نومیدی را در خودنپرورم و به نشر آن نکوشم ،

اما واقعا سینه  به تنگ آمده و فریاد می زنم :بس کنید !

دیگر از مردم چیزی نماند جز خشم فروخرده .

به امید روزهای بهتر

بهار!، برای ما به آر

سال جدید ،تشرف بهار خجسته پا

مبارک مردم ایران .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش   | 

چهت سال از مرگ چه گوارا گذشت. اما آیا او هرگز مرده است؟

چه گوارا پرچم عصیان است.

چه گوارا پرچم عدالت خواهی است.

چه گوارا پرچم آزادیست.

چه گوارا پرچم زندگی و عاشقانه زیستن است.

چه گوارا آدمی دگر می باید ساخت و از نو آدمیست.

چه گوارا پراتیک انقلابیست؛ تلفیق تئوری و عمل است.

چه گوارا بیرق انترناسیونالیزم و وحدت واقعی جامعه بشری است.

چه گوارا نفی اقتداگرائی حاکم و غیر حاکم است.

چه گوارا نماد فریاد سرکوب شده ی یک ملت، یک نسل، یک طبقه است.

چه گوارا آینده است، آینده ای که در آن نه حاکمی است و نه محکومی؛ نه ظالمی است و نه مظلومی.

چه گوارا سمبل انسان سوسیالیستی و از خودرهاست.

چه گوارا پرچم دار راه نوین زندگی است، زندگی که مرگ سرخ  آنرا جاودانه می سازد.

چه گوارا یعنی سازماندهی، سازماندهی، و باز سازماندهی است.

چه گوارا، من «ما» شده است.                            

از وبلگ میلیتانت .با تشکر از رفقای صمیمی http://www.militantmag.blogfa.com/

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش   | 

بازداشت 53 تن رهبران جنبش كمونيستي ايران، و ريشه آن

ارديبهشت سال ۱۳۱۶، ماهي بود كه رضاشاه به خفه كردن جنبش كمونيستي ايران در نطفه، كمر بسته بود و شانزدهم اين (روزي چون ديروز) دكتر تقي اراني، دكتر بهرامي، عباس آذري و ضياء الموتي دستگير شدند.
     سه روز بعد عبدالصمد كامبخش قزويني نيز بازداشت شد و شمار دستگير شدگان تا ۲۳ ارديبهشت به ۵۳ تن رسيد.
    از نوشته مورخان تاريخ عقايد درباره اين موضوع چنين بر مي آيد: قدرت هاي اروپايي (غرب) كه از ديرزمان مشاوران تاريخ، روانشناسي، جامعه شناسي، اقتصاد و حتي زبان شناسي داشته اند؛ پيش از هرگونه اقدام در خاورميانه كه در آنجا منافع بسيار دارند و درعين حال بر سر اين منافع رقيب يكديگرند، از نظر اين مشاوران دانشمند خود بهره گرفته اند. بر پايه همين روال (كه جورج بوش درمورد عراق آن را رعايت نكرد و به درد سر افتاد)، پس از بلشويك (توده اي) شدن روسيه، انگلستان در ايران به ملي گرايي توجه كرد. تجربه تاريخ نشان داده است كه در ايران، جمع شدن ملي گرايي و مذهب گرايي در يك و يا چند دولتمرد، منجر به توليد قدرتي شگرف شده است ـ قدرتي كه نتيجه اش نيرومند شدن كشور بوده است (مثال: ساسانيان، صفويان و ...). بنابراين، هرقدر كه رضاشاه به سوي ملي گرايي گام بر مي داشت، سعي مي شد كه به همين نسبت از سران مذهب دور شود و احيانا با آنان درگيري پيدا كند تا تاريخ تكرار نشود و به صورت اردشير ساساني در نيايد. از سال 1315 كه در ايران چپها و اين بار به نام «كمونيست» سربلند كردند، باتوجه به اين كه عدالت خواهي در خون ايرانيان است (  مزدك باني سوسياليسم از اين كشور برخاسته بود)، همان قدرت خارجي كوشيد كه رضاشاه و دولتش را برضد كمونيستها برانگيزاند تا اتحاد چپ و ملي با هم جمع نشوند و ايران قويتر نگردد، و قلع و قمع كمونيست ها در ايران در ماه مه 1927 به همين دليل بود. اين سه تجربه؛ اين قاعده كلي را درقبال ايران به دست قدرت هاي برتر جهاني داده است كه نبايد بگذارند كه ايران دولتمرد تواما «مذهبي ـ ملي گرا ـ چپگرا» داشته باشد و يا دست كم داشتن دو صفت از اين سه خصلت.

 

تنها پس از شهريور 1320 و تبعيد رضاشاه بود كه جنبش كمونيستي ايران (در سايه قدرت مسكو كه نيروي نظامي در ايران داشت) احياء و حزب توده تاسيس شود و تا بهمن ماه ۱۳۲۷ (رويداد «احتمالا ساختگي» تيراندازي به شاه در دانشگاه تهران) فعاليت آزاد (اصطلاحا قانوني) داشته باشد. در طول حکومت دکتر مصدق، فعاليت حزب توده عملا آزاد بود و عناصر اين حزب در جريان انقلاب سال 1357 هجري خورشيدي و تا دو سه سال پس از آن هم فعاليت تقريبا آزاد داشتند.

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش   | 

انترناسيونال

برخيز، اي داغ لعنت‌خورده،
دنياي فقر و بندگي!
جوشيده خاطر ما را برده
به جنگ مرگ و زندگي.
بايد از ريشه براندازيم
کهنه جهان جور و بند،
آنگه نوين جهاني سازيم،
هيچ‌بودگان هر جيز گردند.

روز قطعي جدال است،
آخرين رزم ما.
انترناسيونال است
نجات انسانها.

بر ما نبخشد فتح و شادي
نه خدا، نه شاه، نه قهرمان.
با دست خود گيريم آزادي
در پيکارهاي بي‌امان.
تا ظلم را از عالم بروبيم،
نعمت خود آريم به‌دست،
دميم آتش را و بکوبيم
تا وقتي که آهن گرم است.

روز قطعي جدال است،
آخرين رزم ما.
انترناسيونال است
نجات انسانها.

تنها ما تودۀ جهاني،
اردوي بي‌شمار کار،
داريم حقوق جهانباني،
نه که خونخواران غدار.
غرد وقتي رعد مرگ‌آور
بر رهزنان و دژخيمان،
در ابن عالم بر ما سراسر
تابد خورشيد نورافشان.

روز قطعي جدال است،
آخرين رزم ما.
انترناسيونال است
نجات انسانها.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش   | 

زمستان  و هفت سین  سرافکندگی، سفاکی،  سنگسار،  سیاهی، سگرمه، سنگدلی  و سکون  را  بدرقه  می‌کنیم.  به  استقبا ل بهاران می‌رویم و   بر سفره‌هامان سلامت، سپیدی،  سعادت، سرفرازی،  سرور، ستاره و سرخاب می‌چینیم.

سرود خوانان،  همراه  با شکوفه‌ها،  گیسوان  خود  را  به  نسیم بهاری می‌سپاریم،  دست  در دست  هم،  رقص کنان  و  پایکوبان،  رویش و  زایش طبیعت  را  خیرمقدم می‌گوئیم .  بهار و عید همه شما مبارک. به امید ایرانی سربلند و .... همین !

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش   | 

یادی از فروغ

هنوز در سفرم.

خيال مي كنم

درآب هاي جهان قايقي است

و من ـ مسافر قايق ـ هزارها سال است

سرود زندة دريانوردهاي كهن را

به گوش روزنه هاي فصول مي خوانم

و پيش مي رانم.

مرا سفر به كجا مي برد؟

كجا نشان قدم نا تمام خواهد ماند

و بند كفش به انگشت هاي نرم فراغت

گشوده خواهد شد؟

كجاست جاي رسيدن، و پهن كردن يك فرش

و بي خيال نشستن

و گوش دادن به

صداي شستن يك ظرف زير شير مجاور؟

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش   | 

فردا سال‌روز درگذشت سياوش كسرايي است


فردا نوزدهم بهمن‌ماه سال‌روز درگذشت سياوش كسرايي - شاعر معاصر - است.

سياوش كسرايي پنجم اسفندماه سال ‌1305 در اصفهان به‌دنيا آمد و 19 بهمن‌ماه سال ‌1374 در وين درگذشت.   منظومه‌ي «آرش كمانگير» اين شاعر از شناخته‌ترين آثار اوست.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش   |