تبليغاتX
آرش کمانگیر
سالروز مرگ میرزا کوچک خان

اين روز ها سالروز مرگ ميرزا کوچک خان جنگلي ست.

آنچه نگارنده را وادار به نوشتن اين چند خط کرد نحوه مرگ و فلسفه مبارزه ميرزا بود .

در کتاب حيدرخان عمواوغلي اثر"اسماعيل رائين " آمده است:

"ميرزا ، عمده در خواستي که از دولت مرکزي داشت ، خودمختاري گيلان بود .

حتي در دستخطي که ازميرزا کوچک به سردارسپه (رضاخان) به خط خود او آمده رضا شاه با همين

لفظ " سردارسپه " خطاب شده که محترم ترين لفظ براي خطاب قراردادن رضا خان در آن روزگار بوده است .

نتايجي که  نقادان تاريخ اين عصر در ايدئولوژيک  خواندن مبارزه ميرزا و اسلام خواهي او رسيده و دادسخن ميدهند  تحريف تاريخ به نفع آزاديخواهي و استقلال ايران از طرف ميرزا کوچک و ايدئولوژي  اسلامي او خطايي ست که علاقمندان تاريخ را  به را غلط رهنمون مي سازد.

سالها پيش فيلمي به همين نام (سردار جنگل) از کارگرداني که نامش را به خاطر ندارم در ايران اکران شد که صحنه تحريف شده ديگري در آن به نمايش درآمد.

در اين فيلم حيدرخان عمواوغلي به تحريک  "خالو قربان " در جنگل هاي "چمخاله " به قواي ميرزا حمله کرده و پس از غافلگيري او را ميکشند.

در حاليکه واقعيت چيز ديگري ست.

حيد رخان عمواوغلي بنا به طبع و خوي آزاديخواهي و کمک به جنبش جنگل با راهي کردن يک کشتي اسلحه وارسال يک نامه از طرف انزلي به کمک ميرزا در مبارزه با قواي دولت مرکزي مي شتابد .

پيش از رسيدن حيدرخان خبر به "خالوقربان "ميرسد .

خالو قربان که در دسيسه و شيادي تاريخ را آلوده است به اردوي ميرزا آمده و به وي اينطور القا مي کند که از سمت شمال حيدرخان عمواوغلي براي حمله به  اردوي جنگل به سمت گيلان مي آيد .و در واقع ميرزا براي حمله به حيدرخان پيش قدم مي شود. اما از آنجا که حيدر خان سابقه و شم جنگي قوي تري نسبت به ميرزا داشته در نبرد با او در کمال ناباوري نسبت به عملکرد ميرزا پيروز ميدان "چمخاله " ميشود.

تاريخ دانان همين عصر  ، محل و زمان کشته شدن ميرزا را کوهستانهاي خلخال ذکر مي کنند. سر ميرزا در تالش توسط فرماندار تالش از تن جدا و به تهران ودربار رضا خان ارسال مي شود .سر ميرزا در گورتان حسن آباد تهران دفن و پيکرش در سليمان داراب رشت دفن مي شود .مدتي بعد سر ميرزا توسط يک از دوستانش به سليمان داراب رشت منتقل  مي شود .

به دوستان تاريخ نويس توصيه مي شود از واقعيت ها در هراس نباشند. آنچه نامردني ست حقيقت مبارزات و خواسته هاست .با سمت و سوق دادن افکار شم اصلي مبارزه ناپديد نمي شود .ممکن است در برهه اي از زمان توجهي را به نقطه ونگاه هايي را به جايي جلب کنيم .اما ، با پوشانيدن آفتاب گرماي خورشيد حقيقت از بين نمي رود.

 

+ نوشته شده در ساعت توسط آرش |