????
در يكي فرياد
زيستن –
[پرواز ِ عصیانی فوّاره ای
كه خلاصيش از خاك
نيست
و رهایی را
تجربه ای مي كند.]
و شُکوهِ مردن
در فوّاره ی فريادی –
[زمينت
ديوانه آسا
با خويش مي كشد
تا باروری را
دستمايه ای كند؛
كه شهيدان و عاصيان
يارانند
که بارآوری را
بارانند
بار آورانند.]
زمین را
بارانِ برکت ها-
[مرگ فوّاره
از این دست است.]
ورنه خاك
از تو
باتلاقی خواهد شد
چون به گونه ی جوباران ِ حقير
مرده باشي.
+
نوشته شده در ساعت توسط آرش
|